أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

پيشگفتار 2

تجارب الأمم ( فارسى )

اما متأسفانه مردم ايران پس از اندك مدتى متوجه شدند كه رژيم نوين نيز وعده‌هاى الاهى را كنار نهاده ، همان راه كسرى و قيصر را مىپيمايد . بر خلاف آيت فوق الذكر ، نژاد عرب را بر عجم ترجيح مىدهد ، گروهى روشنفكر را كه بدان آيت استناد كرده خواهان تساوى شعوب و قبايل بودند به جرم « شعوبى » بودن كه گونه‌اى انترناسيوناليسم اسلامى امروزى بود زير پيگرد نهاده ، مىكشد . فرمانروايان نوين با گذشت كمتر از نيم سده تحت تأثير فرهنگ ايرانيان قرار گرفته آنان را به كارهاى ادارى دفترى و حساب و كتاب كشورى دعوت كردند . فرهنگ برتر اين مردم كه پس از اندك زمانى زبان عربى را به خوبى آموخته بودند ، سبب شد ، انديشمندان فلسفى و اجتماعى جامعه‌ى نوين از ميان ايشان بيرون آيد ، حتى زبانشناسى ، ادب ، دستور زبان حاكمان نوين را نيز با كمك گرفتن از فرموده مولاى متقيان تنظيم نمودند ، براى شعرشان عروض ساختند ، تاريخ را كه تاريخ مردم ايران بود به زبان حاكمان نگاشتند ، فلسفه را از زبان‌هاى باستانى هندى ، پهلوى ، سريانى و حتى يونانى به زبان عربى ترجمه كردند ، در وضع اصطلاح‌هاى فلسفى ، تاريخى ، جغرافيايى ، مذهبى به گسترش [ 1 ] زبان عربى كمك‌ها كردند . فرمانروايان جديد كه از بوميان عقب افتاده‌تر بودند ، ساده و مادىتر مىانديشيدند ، از يك سو در برابر انديشه‌هاى عالىتر ، متافيزيك و تنزيه‌گراى محكومان ، كه آن را بر خلاف باورهاى قشرى سلفى خود تشخيص مىداند ، مقاومت كرده روشن انديشان و متافيزيسين‌هاى تنزيه گراى اسلامى را « غالى » ، غلو كننده در متافيزيسم خوانده تكفير مىكردند و مىكشتند ، و از سوى ديگر تحت تأثير حقانيت ايشان قرار گرفته كم كم از ايشان مىآموختند . سدهء سوم در آغاز سده‌ى سوم مأمون ناگزير شد ، گروهى از روشن انديشان تنزيه گراى اسلامى - ايرانى را كه سنى نمايى بيشتر داشتند به دستگاه حكومت بپذيرد . حكومت سى سالهء معتزله‌ى مأمون و برادرانش كه پايه‌اش در خراسان نهاده شد ( 198 - 232 ه ) از سال 203 كه بغداد را گشود ، در دو سو مبارزه مىكرد ، از يك سو با تنزيه گرايان حاد مسلمان ايرانى مىجنگيد ( امثال محمد بن ابى عمير از اصحاب امام رضا ( ع ) را زندانى مىكرد ) و از سوى ديگر تسنن

--> [ ( 1 ) ] . مشكويه خود در تجارب الامم واژه‌هايى را از فارسى گرفته با به كار بستن صرف و نحو زبان تازى آنها را همچون واژه‌ى عربى به كار مىبرد ، ن . ك ص 13 همين پيشگفتار .